تبليغاتX
گروه آموزشي زبان و ادبيات فارسي استان قم

«هزارمين سال پايان سرايش شاهنامه» در يك‌صدوهشتادويكمين اجلاس اجرايي يونسكو با اكثريت آرا ثبت و اين موضوع به صورت رسمي اعلام شد.


ياسر موحد‌فرد - دبيركل بنياد فردوسي - با اعلام اين خبر به خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، گفت: ثبت هزاره‌ي «شاهنامه» از سوي بنياد فردوسي پيشنهاد شد و كميسيون ملي يونسكو در ايران، مراحل اجرايي ثبت پرونده‌ي «هزارمين سال سرايش شاهنامه» بر پايه هجري خورشيدي در فهرست مفاخر و رويدادهاي فرهنگي، علمي و هنري جهاني در سال 2010 ميلادي را پي‌گيري كرد كه ابلاغ رسمي آن اخيرا به سفارت و نمايندگي دائمي يونسكو در ايران ارسال شده است.



او در ادامه يادآور شد: برنامه‌هاي ثبت «هزارمين سال سرايش شاهنامه» از ارديبهشت‌ماه سال گذشته آغاز شده بود و با همراهي و پذيرش وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري به عنوان دو نهاد متولي فرهنگي، مجوزهاي رسمي براي ثبت در يونسكو را دريافت كرديم.


ادامــه مـطـلـب
نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 11:35 توسط گروه زبان و ادبيات| |
زیارت شما قلبی باشد. در موقع ورود اذن دخول بخواهید، اگر حال داشتید به حرم بروید. هنگامی که از حضرت رضا علیه السلام اذن دخول می‌طلبید و می‌گویید:

زیارت امام رضا علیه السلام از زیارت امام حسین علیه السلام بالاتر است، چرا که بسیاری از مسلمانان به زیارت امام حسین علیه السلام می‌روند. ولی فقط شیعیان اثنی عشری به زیارت حضرت امام رضا علیه‌السلام می‌آیند.

«أأدخل یا حجة الله: ای حجت خدا، آیا وارد شوم؟»

به قلبتان مراجعه کنید و ببینید آیا تحولی در آن به وجود آمده و تغییر یافته است یا نه؟ اگر تغییر حال در شما بود، حضرت علیه السلام به شما اجازه داده است. اذن دخول حضرت سیدالشهداء علیه السلام گریه است، اگر اشک آمد امام حسین علیه السلام اذن دخول داده‌اند و وارد شوید.

اگر حال داشتید به حرم وارد شوید. اگر هیچ تغییری در دل شما به وجود نیامد و دیدید حالتان مساعد نیست، بهتر است به کار مستحبی دیگری بپردازید. سه روز روزه بگیرید و غسل کنید و بعد به حرم بروید و دوباره از حضرت اجازه ورود بخواهید.

زیارت امام رضا علیه السلام از زیارت امام حسین علیه السلام بالاتر است، چرا که بسیاری از مسلمانان به زیارت امام حسین علیه السلام می‌روند. ولی فقط شیعیان اثنی عشری به زیارت حضرت امام رضا علیه‌السلام می‌آیند.

بسیاری از حضرت رضا علیه السلام سؤال کردند و خواستند و جواب شنیدند، در نجف، در کربلا، در مشهد مقدس،- هم همین طور - کسی مادرش را به کول می‌گرفت و به حرم می‌برد. چیزهای عجیبی را می‌دید.

ملتفت باشید! معتقد باشید! شفا دادن الی ماشاءالله! به تحقق پیوسته. یکی از معاودین عراقی غده‌ای داشت و می‌بایستی مورد عمل جراحی قرار می‌گرفت. خطرناک بود، از آقا امام رضا خواست او را شفا بدهد، شب حضرت معصومه علیهاالسلام را در خواب دید که به وی فرمود:

«غده خوب می‌شود. احتیاج به عمل ندارد!» ارتباط خواهر و برادر را ببینید که از برادر خواسته خواهر جوابش را داده است.

همه زیارتنامه‌ها مورد تأیید هستند. زیارت جامعه کبیره را بخوانید. زیارت امین الله مهم است. قلب شما- این زیارات را بخواند. با زبان قلب خود بخوانید. لازم نیست حوائج خود را در محضر امام علیه السلام بشمرید. حضرت علیه السلام می‌دانند! مبالغه در دعاها نکنید! زیارت قلبی باشد. امام رضا علیه السلام به کسی فرمودند:

«از بعضی گریه‌ها ناراحت هستم!»

یکی از بزرگان می‌گوید، من به دو چیز امیدوارم اولاً قرآن را با کسالت نخوانده‌ام. بر خلاف بعضی که قرآن را آنچنان می‌خوانند که گویی شاهنامه می‌خوانند. قرآن کریم موجودی است شبیه عترت.

ثانیاً در مجلس عزاداری حضرت سیدالشهداء گریه کرده‌ام.

حضرت آیت الله العظمی بروجردی رحمة الله مبتلا به درد چشم شدند، فرمودند:

«در روز عاشورا مقداری از گِلِ پیشانی عزاداری امام حسین علیه السلام را بر چشمان خود مالیدم، دیگر در عمرم مبتلا به درد چشم نشدم و از عینک هم استفاده نکردم!


ادامــه مـطـلـب
نوشته شده در پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 9:24 توسط گروه زبان و ادبيات| |
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا الْمُرْتَضَى الْإِمَامِ التَّقِيِّ النَّقِيِّ وَ حُجَّتِکَ عَلَى

 

مَنْ فَوْقَ الْأَرْضِ وَ مَنْ تَحْتَ الثَّرَى الصِّدِّيقِ الشَّهِيدِ صَلَاةً کَثِيرَةً تَامَّةً زَاکِيَةً مُتَوَاصِلَةً

 

مُتَوَاتِرَةً مُتَرَادِفَةً کَأَفْضَلِ مَا صَلَّيْتَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ أَوْلِيَائِکَ

نوشته شده در چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 19:54 توسط گروه زبان و ادبيات| |
استاد ابوالقاسم حالت شاعر ، مترجم و محقق توانای معاصر در سال ۱۲۹۸ هجری ‌شمسی در تهران به دنیا آمد. وی پس از تحصیلات مقدماتی و متوسطه به استخدام شرکت نفت ایران درآمد و تا زمان بازنشستگی در خدمت این سازمان بود . ابوالقاسم حالت در جوانی به فراگیری زبانهای عربی و انگلیسی و فرانسه پرداخت و از سال ۱۳۱۴ ه.ق به شعر و شاعری روی آورد و به سرایش شعر در قالب کهن و تذکره نویسی همت گماشت . دیوان حالت که مشتمل بر قطعات ادبی ، مثنوی ها ، قصاید ، غزلیات و رباعیات است ٬ خود نمایانگر عمق دانش ادبی این محقق است . وی از سال ۱۳۱۷ همکاری خود را با مجله معروف فکاهی توفیق آغاز کرد و بحر طویل‌های خود را با امضای هدهد میرزا و اشعارش را با اسامی مستعار خروس لاری ، شوخ ، فاضل ماب و ابوالعینک به چاپ می‌رساند . علاقه به مسائل دینی سبب شد از سال ۱۳۲۳ هر فته چند رباعی جدی که ترجمه‏ای از کلمات قصار حضرت علی (ع) بود در مجله «آئین‏اسلام» چاپ کند . حالت در ترانه‏سرایی نیز دستی توانا داشت و عموماً این ترانه‏ ها در قالب فکاهی ، انتقادی علیه ضعیت سیاسی و اجتماعی آن زمان بود . حالت در آن سالها با نشریات امید ، تهران مصور و پیام ایرانی نیز همکاری داشت و ملک‌الشعرا بهار او را به کنگره نویسندگان ایران دعوت نمود . حالت در زمینه موسیقی اصیل ایرانی نیز فعالیت داشت و سراینده نخستین سرود جمهوری اسلامی بود. وی پس ازانقلاب اسلامی نیز علیرغم کهولت سن مدت زمانی نسبتا طولانی با مجله گل آقا همکاری نمود. از استاد بوالقاسم حالت آثار ادبی و فرهنگی فراوانی در زمینه‌های طنز ، شعر و ادبیات و ترجمه باقی مانده است . استاد حالت در سوم آبان سال ۱۳۷۱ براثر سکته قلبی درگذشت.

در قسمتی از وصیت نامهٔ استاد ابوالقاسم حالت ٬ طنز نویس معروف مجله‌های توفیق و گل آقا ٬ می خوانیم :

بعدمرگم نه به خود زحمت بسیار دهید نه به من برسر گور و کفن آزار دهید
نه پی گورکن و قاری و غسال روید نه پی سنگ لحد پول به حجار دهید
به که هر عضو مرا از پس مرگم به کسی که بدان عضو بود حاجت بسیار دهید
این دو چشمان قوی را به فلان چشم چران که دگر خوب دو چشمش نکند کار دهید
وین زبان را که خداوند زبان بازی بود به فلان هوچی رند از پی گفتار دهید
کله ام را که همه عمر پر از گچ بوده است راست تحویل علی اصغر گچکار دهید
وین دل سنگ مرا هم که بود سنگ سیاه به فلان سنگتراش ته بازار دهید
نوشته شده در یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 12:16 توسط گروه زبان و ادبيات| |
نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388ساعت 9:59 توسط گروه زبان و ادبيات| |

 

كوير براى حضورت نورانى مى شود وپنجره هابه شوق رويت، نيمه شبى رابه سوى خورشيد باز نمى شوند . كوچه پس كوچه هاى قم به يمن حضورت نورانى مى شوند و سروهاى آزاد به احترامت قيام مى كنند.

آرام آرام، بر پهنه كوير حضور پرولايت شكوفه مى دهد ; غربت به يمن غريب معنامى يابد.

دلم مى خواهد برايتان از بانويى سخن بگويم كه خيال سبزتان نيمه شبى بر اقامه سبزش سلام مى دهدو در آينه حرمش چهره آرايد.

برايتان از بانويى سخن مى گويم كه همانند زينب (س) كه براى قيام قربانى داد و خورشيد عاشورا را با صبرش تعريف كرد، او هم با قدمهاى پرحياتش، به سرزمين كويرى قم حيات بخشيد ودر رگ ايرانيان خون حمايت از ولايت را جارى ساخت.

برايتان از بانويى سخن مى گويم كه به يمن حضورش، شهر قم، مركز صدور علم ودانش علوى شد و محل رشد وبالندگى .

برايتان از بانويى سخن مى گويم كه بارگاه زيبايش، پناهگاه دل هاى عاشقى است كه شب هاى چهارشنبه در جمكران بيتوته مى كنند. به نيابت از شيعه در نيمه شب هاى كويرى قم، سربرآستان حرم حضرت دوست مى سايند و براى ظهور گل نرگس دعا مى كنند و از بانوى كرامت، براى شكوفه دادن درخت اجابت استمداد مى طلبند.

معصومه …

معصومه تفسير معصوميت است كه روزگارى در مدينه طلوع كرد، معصومه اقامت غربت است در روزگار غربت نگاه ها، معصومه تفسير بلند تبعيت است از ولايت .

معصومه نگاه سبزى است كه از معصوميت سرچشمه مى گيرد، معصومه، روزگار دلداگى است واز غربت به قربت رسيدن .

معصومه ترجمان بلند عاشوراست و قصه با زينب هم سفرشدن .

معصومه فلسفه شيدايى است و غزل ماندن و بودن، معصومه نگين ايران است كه درقم، شهر اقامه مى درخشد .

معصومه ضريت بالاى ارادت به ولايت است، معصومه، قصه بلند مدينه تامشهد است .

معصوم انتهاى متبلور است. معصومه سرسلسله تنهايى است، معصومه فانى فى الله است.

صغرى باقرى

نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 10:48 توسط گروه زبان و ادبيات| |
دکتر اصغر دادبه

 

گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس          زین چمن سایه‌ی آن سرو روان ما را بس

 

و جواب فال هم این غزل :

 

دلا رفیق ِسفر، بخت ِنیکخواهت بس            نسیم روضه‌ی شیراز پیک ِراهت بس

 


ادامــه مـطـلـب
نوشته شده در شنبه بیست و پنجم مهر 1388ساعت 13:46 توسط گروه زبان و ادبيات| |
 

 


ادامــه مـطـلـب
نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 10:30 توسط گروه زبان و ادبيات| |
ضمن تشکر و قدر دانی از تمامی عزیزان شرکت کننده - اسامی برگزیدگان بدین شرح می باشد:
ادامــه مـطـلـب
نوشته شده در شنبه ششم تیر 1388ساعت 19:21 توسط گروه زبان و ادبيات| |
بسا پهلواناني كه در دامن اين دايه پير برباليده‏اند، با داستانهاي شگفت‏انگيزش زندگي كرده‏اند، با شنيدن حكايت رستم و سهراب باران اشكي بر گونه افشانده‏اند؛ و از خاطره خونين سياووش بارها بر خويش لرزيده‏اند.
شاهنامه، حافظ راستين سنن ملي و شناسنامه قوم ايراني است. شايد بي‏وجود اين اثر سترگ، بسياري از عناصر مثبت فرهنگ آباء و اجدادي ايرانيان در طوفان حوادث تاريخي نابود مي‏شد و اثري از آثارش به جاي نمي‏ماند. حكيم فردوسي كه شاعري معتقد و مؤمن به ولايت معصومين(ع) بود و خود را بنده اهل بيت نبي و ستاينده خاك پاي وصي مي‏دانست و تأكيد مي‏كرد كه:
بر اين زادم و هم بر اين بگذرم
چنان دان كه خاك پي حيدرم

ادامــه مـطـلـب
نوشته شده در چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388ساعت 10:31 توسط گروه زبان و ادبيات| |